عنوانی ندارم واقعا بگم

بعضی وقتا یه فکرایی میاد تو ذهنت که شاید امکانش بعید باشه ولی خیلی اذیتت می کنه

راستش از دست خودم دلخورم که چرا باید انقدر بزرگش می کردم که الان عذابم بده

واقعا تنها شدم دوستام دیگه حالمو نمی پرسن اینجا هیچکی رو ندارم یاد یه جمله ی مسعود افتادم می گفت فک می کنی این دوستات خیلی هواتو دارن همیشه به یادتن ولی بذار بری دانشگاه می فهمی هیچکدوم اونقدی که الان برات عزیزن ارزششو نداشتن

پشیمون خیلی از اینکه تموم این مدت فکرمو درگیر کردم

ای کاش هیچ وقت نمی دیدمش

قصه ی ما تموم شده با یه علامت سوال...؟

/ 2 نظر / 16 بازدید
hesegharib880704

سلام ،حالتون چطوره ؟ گاهی باید خودت را در آغوش بگیری و بگی هی... من که هستم