خاطرات سال 92

سلام بروبچ ممنون از همتون بخاطر کامنتاتون همدردیتاتون خیلی ممنونمممممممم

امروز می خوام خاطرات امسال وبنویسم خاطرای که در مورد وحید باشه...

یادش بخیر یه شب دیر وقت شرو کردیم باهم حرف زدن بعد اون یه دوستی ساده وبعدش جدی شد { از نظر من}دعواهامون{24/8/92♥14/9/92♥...}جریان رگ زدن من عکس *** دادن به خودش بعد جدا شدن ازش وفیس بوکمو دوباره فعال کردم 24ساعته تو وی چت ووایبر وتانگو وانیستاگرام ووات س اپ وچت روم وووو چرخیدن واسه اروم کردن خودم درست کردن این وبلاگ همشون جزوی از خاطرات امسالن ولی همشون چن روز دیگه میرن میشن خاطره ...

خداکنه زودتر وضعم بهتر شه

/ 0 نظر / 10 بازدید